موسیقی افزایش قدرت ذهن موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
خاتمی امد

خبر کوتاه بود : خاتمی آمد.بی سرو صدا و بدون بوق و کرنا. بعد از 4 سال غیبت در عرصه ریاست جمهوری. چرا امد ؟ به کجا امد؟ از کجا آمد؟ کی گفت بیاید؟ چرا رفت؟ ایا امد که به رئیس جمهور فعلی ضرب شصت نشان بدهد؟ و به او بگوید : دیدی عزیزم کار تو نیست.

مایی که 12 سال پیش با شوری وصف ناشدنی پای صندوقهای رای رفتیم و ناباورانه با شنیدن رقم 20 ملیون هاج و واج ماندیم .

و 4 سال پیش با تکان دادن سر ناشی از تاسف بدرقه اش کردیم و حالا از اینکه دوباره کاندید شده باید خوشحال باشیم یا ناراحت . مایی که عهد کردیم دیگر رای ندهیم چکار باید کنیم بخاطر نوستالژی مان به خاتمی باید شناسنامه بدست بگیریم یا نه؟

یا اینکه چون خیری از دوره 8 ساله اش ندیدیم بی خیالش شویم؟

ولی انصافا خاتمی بد بود؟ به فردوسی پور بگوییم نظر سنجی پیامکی برگزار کند و بگذارد هر نفر هر چه قدر دوست دارد با یک خط چندین پیامک بفرستد؟

راستش نمی دانم ازش خوشم میاید یا بدم می اید؟ ولی هر چه باشد آدم خوبیست  و رفتار و کردارش بعنوان یک رجل سیاسی شایسته تحسین است و الگویی می تواند باشد برای پرزیدنت بعد از خود.

حالا ایا واقعا توانش را داشت که کارهایی اساسی انجام دهد  سد هایی مقابلش بود یا اینکه خودش سعی کرد محافظه کارانه عمل کند و خشم بالاییها را بر نینگیزد؟

8 سال ریاستش چطور بود ؟ بد بود؟ یا خوب بود؟ یا نسبت به الان خوب بود؟ 15 میلیارد ذخیره ارزی بی زبان را دودستی تحویل نفر بعدی داد دستش درد نکند خوردند یک قلپ هم رویش.

آیا خاتمی آمد تا دوباره ملت را به رفتن پای صندوقها ترغیب کند ؟ و غیر از این هدف دیگری از آمدنش متصور نیست؟

یا واقعا می خواهد از فضای بوجود آمده خودش را بقبولاند و اختیارات تازه ای به او وعده داده شده است؟

من چشمم آب نمی خورد که تحولی در راه باشد.

اینجا غزه نیست

در خبرها داشتیم درآمد این هفته(بیست و یکم)لیگ برتر به غزه اختصاص یافت جای بسی خوشحالی است که ما اینقدر انساندوست هستیم و به همکیشانمان در کیلومترها ان طرفتر کمک می کنیم ولی در داخل کشور عزیز خودمان ایران 90 درصد مردم در زیر خط فقر گذران روزگار می کنند و اوضاع اقتصادی مملکت عزیزمان ایران روزبروز در مسیر قهقراست و دوستان ما در تشکیلات فوتبال مملکت پول یا مفت بیت المال را دودستی تقدیم فوتبالیستهای مانکن می کنند یا به افشین قطبی می دهند البته قطبی مربی خوبی بود و ای کاش عوض اینهمه پولی که به او دادیم لا اقل از دانشش استفاده می کردیم و فراری اش نمی دادیم . اگر این فوتبالیستها فوتبالیست هستند و راست می گویند درآمد خودشان را به غزه اختصاص دهند. نه اینکه از جیب ملت بیچاره که گلویشان را برای این فوتبالیست نماها پاره می کنند, خرج کنند این ملت عوض اینکه درآمد سرشار نفتی سرسفره اش بیاید می رود به جیب این فوتبالیستها  و مشاغل پر خطر دیگرمثل بازیگران محبوب فیلمهای بدنه ای ما برای نان شبمان هزار جور سگ دو باید بزنیم انوقت بیاییم خرج غزه را بدهیم چرا؟ پس لابد لیگ برتر کویت هزینه یک هفته را به ما از غزه بدتران بدهد گناه ما چیست حتما باید چند تا موشک تو سرمان بخورد تا دل دولتمردان ما که نه دولتمردان دیگر کشورها بحالمان بسوزد.........

چند کلمه راجع به پینک فلوید

این مطلب برگرفته از سایتhttp://www.adambarfiha.com می باشد 

 

 

پینک فلوید(بهمراه dire strates) نخستین نامهایی بودند که در عرصه راک بگوشم خوردند اولین آهنگی که ازشان شنیدم اهنگ معروف another brick in the wall بود بخصوص آن ترجیع بند فراموش نشدنی hey teacher چون آن زمان تازه داشتم انگلیسی یاد می گرفتم فقط همین hey teacher را متوجه شدم و با تعجب با خودم می گفتم این دیگر کیست که در یک آهنگ راک, معلم را مورد خطاب قرار می دهد . این تاثیر شگرف از اسطوره بودن و منحصر بفرد بودن pink حکایت داشت که هر ذهن و تفکری را در بار اول بخود جذب می کرد . PINK در همان سالهای طلایی آغازین دهه 60 کمی بعد از beatles و رولینگ استونزو همزمان با greatfull dead وjeferson airplane و the who شروع بکار کرد تفاوت عمده pink با بیتلز و رولینگ استونز در سبک کار شان بود بیتلز و رولینگ استونز سبک عامه پسند را پیشه خود کرده بودند ولی pink سبک جدیدی را را بنیان نهاد بنام phsycodelic که معادل فارسی اش را می توان " راک روانی" نامید . بر خلاف بیتلز و رولینگ استونز و سایر گروههای عامه پسند که از ابتدا با اقبال عمومی فراوانی روبرو شدند pink کارش را از کلوپهای زیرزمینی لندن شروع کرد و مدتی طول کشید تا pink بتواند این سبک را جا بیندازد تازه داشت این سبک را جا مینداخت که رهبر گروهشان "سید بارت" در دام بلای خانمانسوز اعتیاد گرفتار آمد و این امر باعث شد PINK در همان آغاز کار دچار تحولات فیزیکی و شیمیایی شود فیزیکی اش این بود که یکی از موسسین و مغز متفکر گروه از گروه جدا شد و شیمیایی اش هم تغییری بود که با رفتن سید بارت در سبک کار وبیشتر از همه در محتوای اشعار وترانه های گروه ایجاد شد . محتوی اشعار گروههای راک مطرح پیش از pink فرضا رولینگ استونز و بیتلز اشعاری معمولا عاشقانه و نهایتا از رویاهایی ساده حکایت داشت ولی سید بارت بنیانگذار pink ذهنی سرشار از اوهام کودکانه داشت وهمین باعث شد اشعار پینک بسیار متفاوت با اشعار همپا لکی هایش باشد به جرات می توان گفت سبک psyco هم تحت تاثیر همین اشعار قدرتمند و بدیع شکل گرفت. سید بارت تحت تاثیر جو دهه 60 و مدی که در بین گروههای راک شیوع پیدا کرده بود به LSD اعتیاد داشت وهمیشه در فضا سیر می کرد و همین موضوع باعث شد سبک پینک را گاها راک فضایی(space rock) نیز بنامند و یکی از آهنگهای نخستین البومشان در سال 1967 astronomy (ستاره شناسی) نام داشت. بعد از جدایی سید بارت در سال 1968 بعد از نخستین آ لبوم پینک تاثیر وی تا دو سه آلبوم دیگر پینک نیز علیرغم غیبت وی مشهود بود بعد از اتمام سوخت سید بارت, موتور پینک کمی به تته پته افتاد اینجا بود که دوست قدیمی سید بارت , راجر واترز رهبری گروه را در دست گرفت. راجر واترز برسر دوراهی مانده بود یا باید سبک روانی سید بارت را دنبال می کرد که این ترس برایش وجود داشت که محکوم به تقلید شود یا اینکه سبک و سیاق جدیدی برای پینک ترسیم کند که این بسیار سخت بود چون سید بارت بدعت جدیدی برای پینک بنیان نهاده بود و تغییر مسیر پینک شاید به طرفداران تازه دست و پاکرده شدشان زیاد خوش نمی آمد. از طرفی پینک نمی خواست به ورطه راک تجاری بیفتد و خواستار ایجاد مسیری مستقل برای خود بود. تازه راجر واترز اگر می خواست به سبک psyco وفادار بماند باید مثل سید بارت LSD مصرف می کرد واین اصلا با مزاج وی سازگار نبود. برای همین pink به اشعار اعتراضی روی آورد تا همچنان بتواند متفاوت باقی بماند گرچه این سبک و استایل هم چیز نویی نبود و پیشتر باب دیلن خواننده و آهنگساز امریکایی پیشگام این رویه شده بود. آلبوم هایی که pink در فاصله 1968 تا 1975 عرضه کرد زیاد مورد توجه و استقبال قرار نگرفت تا اینکه نوبت به آلبوم animals رسید که توانست قسمتی از اعتبار اولیه pink را باز گرداند. این البوم کاری بود بر اساس رمان معروف جرج اورول بنام مزرعه حیوانات. دراین آلبوم جوامع بشری به گله های حیوانات تشبیه شدند سگها نقش نیروهای حافظ امنیت جامعه را بازی میکنند و گوسفندان نماینده قشر زحمتکش وکارگر جامعه هستند که توسط خوکها(طبقه بورژوا و مفت خورجامعه) استثمار می شوند. بعد ها خوک تبدیل به سمبل پینک شد و در کنسرت های پینک همواره ماکت های عظیم الجثه خوکهای پرنده برای تمسخر جوامع بورژوا مورد استفاده قرار می گرفت. سپس pink سیر صعودی در پیش گرفت وبا آلبوم فراموش نشدنی dark side of the moon به بالاترین قله موسیقی رسید . در animals و dark side…. پینک مفاهیم کلیدی دنیای معاصر : سیاست, پول, زمان , کار را از دید خود (در واقع از دید راجرواترز) مورد تحلیل قرار داد. اشعار واترز بسیار تاثیر گذار و گزنده بود . اشعار وی انسان را به نوعی به عصیان وطغیانگری دعوت می کرد و در زمان خود با استقبال بی سابقه همه طبقات جامعه اعم از روشنفکر و عامی و حتی خود دست اندر کاران موسیقی مواجه شد. خود راجرواترز در مصاحبه ای حدود 3 یا 4 سال پیش گفته بود " حالا که به گذشته نگاه می کنم میبینم نمی شود چنین اشعاری را دوباره کسی بسراید حالا نمی شود در ترانه ای بگویی :نفس بکش و نترس از دلواپسی" بعد آلبوم " کاش اینجا بودی" از راه رسید و آهنگ بیاد ماندنی "کاش اینجا بودی " که نوستالژی اعضای گروه برای رهبر سابقشان " سید بارت" بود . در سال 1979 شاه بیت آلبوم های پینک بنام" دیوار" (the wall) عرضه شد این آلبوم سیر یک زندگی در جامعه انگلیسی را روایت میکند البته شخصیتی که در نهایت خلق می شود خیلی شبیه هیتلراز آب درآمد. فیلم the wall هم بر اساس این آلبوم توسط آلن پارکر ساخته شد و تا حدود زیادی تعبیر و تفکرات راجر واترز را در این البوم آشکار کرد. بعد از آلبوم the final cut راجر واترز پینک فلوید را منحل اعلام کرد وبعد از ان اعضای گروه هر کدام آلبوم انفرادی منتشر کردند اما آلبوم های دیوید گیلمور گیتاریست و ریچارد رایت کیبوردیست جالب از آب در نیامد و فقط آلبوم راجر واترز بنام pros and cons hitch a kin مورد اقبال قرار گرفت که 3 نفر از بزرگان ان زمان موسیقی با واترز همکاری کردند : مرحوم مایکل کیمن(رهبر ارکستر و سازنده موسیقی متن چندین فیلم) بعنوان کیبوردیست اریک کلپتن(سازنده موسیقی سریال لبه تاریکی و تنها کسی که 3 بار وارد تالار افتخارات راک اند رول شد) بعنوان گیتاریست و دیوید سانبرن در مقام نوازنده ساکسیفون. لذا ریچارد رایت و دیوید گیلمور مجددا در سال 1986 پینک فلوید را راه اندازی کردند و این حرکت رذیلانه خشم راجر واترز را برانگیخت. زیرا دیدند شهرت و محبوبیت و پول فقط زیر سایه پینک بدست میاید و راجر واترز فکرش را نمی کرد آن دو نفر خودسرانه وبرای مطامع شخصی شان پینک را دوباره علم کنند . آلبوم " لغزش آنی عقل" اولین کار پینک بدون راجر واترز بود بعد از انتشار این آلبوم مشخص شد پینک بدون راجر واترز یک چیزی کم دارد و دیوید گیلمور نتوانست آن روح را دوباره در کالبد پینک بدمد دیوید گیلمور گیتاریست بسیار برجسته ایست و نغمه های گیتارش در اهنگهایی همچون " کاش اینجا بودی" و"زمان" و"آجری دیگر در دیوار" فراموش نشدنی است اما وی در نهایت یک نوازنده چیره دست است اما وی بهیچ عنوان ذوق ترانه سرایی راجر واترز را ندارد. اشعار واترز برگرفته از نوعی بغض فروخفته از تبعات جنگ است و به نظر من اشعار قوی می تواند آهنگ قوی تولید کند ولی آهنگ قوی لزوما شعر قوی تولید نمی کند و آلبوم لغزش آنی عقل نشان داد حق با راجر واترز بوده و بیخود برنیاشفته است. درکار دیوید گیلمور نه تنها نوآوری نسبت به کار های قبلی پینک فلوید دیده نمی شد بلکه متاسفانه با پسرفتی که در کارهایش دیده شد خدشه بر نام افسانه ای پینک وارد کرد. راجر واترز بدرستی پی برده بود که یگر شاهکار هایی همچون"پول","زمان","کاش اینجا بودی","خوکها"و"آجری دیگر در دیوار" تکرار ناشدنی اند وبا بستن پرونده پینک می خواست این نام را ماندگارتر سازد اما دیوید گیلمور دو آلبوم ناموفق "لغزش آنی عقل" و "ناقوس جدایی" را ارائه داد که بعد از شکست این دو آلبوم خودش فهمید اینکاره نیست ونباید با اعتبار پینک بازی می کرد. البته "ناقوس جدایی" نسبت به "لغزش آنی عقل" در سطح بالاتری قرار می گیرد. درآلبوم لغزش آنی.... فقط اهنگsorrow(غم) ودر آلبوم ناقوس جدایی آهنگهای keep talking(با مطلع صدای پرفسور استیون هاوکینگ*) وcoming back to life تا حدودی نشان از تازگی داشت ولی آهنگهای دیگرش تقلید ناشیانه ای از آهنگهای دهه 70 پینک فلوید بود. در حالی که راجر واترز حتی در آلبوم های انفرادی اش بعد از پینک حرکت رو به جلو داشت بخصوص آلبوم amused to death (1992)که واگویه های یک فرد میانسال ساکن نیویورک در باب جنگهای اواسط دهه 90 شبه جزیره بالکان بود و آلبوم radio k.a.o.s (1988) نیز اهنگهای منحصر بفردی داشت و واقعا راجر واترز این لیاقت را داشت که کماکان با نام پینک به فعالیت خود ادامه دهد اما متواضعانه بصورت انفرادی کار کرد. کنسرت 1990 وی در کنار دیوار فروریخته برلین با همراهی جمع کثیری از هنرمندان راک پاسخی بود به کنسرت های پرطمطراق پینک فلوید دیوید گیلمورتحت عنوان pulse با نورپردازی های کور کننده و خوکهای پرنده . در حالی که در کنسرت برلین راجر واترز صحنه و میکروفون را در اختیار هنرمندان دیگر قرار می داد و خود کنار می ایستاد , دیوید گیلمور سکان تمامی امور صحنه را در دست داشت و به احدی اجازه عرض اندام نمی داد و نور پرژکتور ها هم بر وی متمرکز بود. نکته جالب دیگر این بود هر کدام از اینها(گیلمور و واترز) در هنگام اجراهای جدید آهنگهای پینک قسمتی را که مربوط به رقیبشان بود می دادند دیگران بخوانند و خود هیچوقت فرضا آن قسمت را اجرا نمی کردند . بعنوان مثال در اهنگ wish you were here اواز اصلی اش متعلق به گیلمور است و در کنسرت هایی که مربوط به پینک است خودش اواز را اجرا می کند اما در کنسرت های پینک که توسط راجر واترز اجرا می شود تکه های مربوط به گیلمور را سایر اعضای ارکستر می خوانند. در پتیتراژ پایانی فیلم کنسرت pulse (به رهبری دیوید گیلمور) از راجر واترز بعنوان طراح خوکهای پرنده تقدیر شد آنهم اسمش را نه بطور کامل بلکه بصورت R.Waters ذکر شد. ایندو چشم نداشتند همدیگر را بینند تا اینکه در سال 2003 یا 2004 آنطور که واترز تعریف کرد وی در یک گلگشت خارج شهر نیک میسن (درامر پینک) را می بیند و به پشتش می زند نیک رو بر میگرداند و از دیدن واترز تا مرز غش پیش می روند ایندو ساعتها با هم در مورد آن سالها گفتگو می کنند و همین مقدمه ای می شود بر کنسرت پینک فلوید بعد از20 سال با حضور دوباره راجر واترز در جمع پینک فلوید. و چنین شد راجر واترزی که تجمع دوباره گروه ایگلز در سال 1996 بعد از بیست سال و اجرای آهنگ خاطره انگیز "هتل کالیفرنیا" ٫ را تجمعی ناشی از مطا مع مالی می دانست خودش را در آغوش دیوید گیلمور یافت. نیک میسن درامر گروه و ریچارد رایت(که بتازگی مرحوم شده است) دیگر اعضای پینک بودند و نقش مهمی در سیاستهای گروه نداشتند وگوش به فرمان گیلمور بودند و. سید بارت که در سال 1968 بدلیل افراط در مصرف مواد مخدر روانی شده بود ازگروه جدا شد و دیگر فعالیت موسیقایی انجام نداد وسال 2006 بر اثر عوارض بیماری دیابت(مرض قند) دار فانی را وداع گفت. با این حال پینک بعد از این تولد دوباره٫آلبوم استودیویی دیگری بیرون نداد و تنها کاری که بیرون آمد البومی انفرادی بود از دیوید گیلمور با نام ON THE ISLAND در سال 2007 که با فروش خوبی مواجه شد و دوباره نام گیلمور را سرزبانها اندخت. با تمام این اوصاف پینک فلوید نامش را در سینه تاریخ موسیقی راک حک کرده است و حالا حالا ها این نام از ذهن دوستداران راک محو نمی شود آلبوم نیمه تاریک ماه به مدت 10 سال مداوم در جدول 100 آلبوم پرفروش جدول بیلبورد قرار داشت و از این حیث تنها گروه پاپ سوئدی ABBA رکوردی مشابه با پینک دارد.عباس کیارستمی در تیتراژ فیلم زیر درختان زیتون قسمتی از آهنگ آغازین قطعه آجر دیگری در دیوار را گنجاند که پس از نمایش فیلم در جشنواره کن این قسمت از حاشیه صوتی فیلم حذف شد. بهر حال همین روزهاست که نوبت به واترز ٫ گیلمور یا میسن برسد و یکی از اینها نفر بعدی باشد که غزل خداحافظی را بصورت انفرادی اجرا کند . البته این مزاح بوده و شخصا ارزوی عمری دراز وپربار برای ایشان و طلب مغفرت برای درگذشتگان این گروه دارم . *فیزیکدان معروف انگلیسی (ملقب اینشتین ثانی)وی از گردن به پایین فلج می باشد و قادر به تکلم نمی باشد وبا دستگاه مخصوص صحبت می کند .

پینک فلوید(

درباره گروه راک STAIND

بنام خدا

 

می خواستم مطالبی در مورد گروه استیند((STAINDبرایتان بگویم

از جمله گروههای جدید است ولی به راک کلاسیک پایبند است.اهنگی از انها را ترجمه کرده برایتان فرستاده ام.

از البوم اخیرشان چهارده سایه خاکستری انتخاب شده است.

خواننده گروه(ارون لوییس)در قالب این اهنگ با دخترش دردل می کند و از اینکه مشکلات روزمره او را از توجه به او بازداشته عذر خواهی می کند

 

   متن اهنگ:

 

 

                                            ZOE JANE

زویی جین

WELL I WANT YOU TO NOTICE

می خواهم توجه داشته باشی

TO NOTICE WHEN I AM NOT AROUND

زمانی که در کنارت نیستم

AND I KNOW THAT YOUR EYES SEE STRAIGHT THROUGH ME

و میدانم چشمانت به من خیره شده اند

AND SPEAK TO ME WIYHOUT A SOUND

و بی صدا با من سخن می گویند

I WANT TO HOLD YOU

می خواهم تو را حفظ کنم

PROTECT YOU FROM ALL THE THINGS I HAVE ALREADY ENDURED

از تمام چیزهایی که تا الان تحملشان کرده ام

I WANT TO SHOW YOU

می خواهم نشانت دهم

SHOW YOU ALL THE THINGS THAT THIS LIFE HAS IN STORE FOR YOU

نشانت دهم که تمام ان چیزهایی که این زندگی برایت تدارک دیده است

I WILL ALWAYS LOVE YOU

همیشه دوستت خواهم داشت

THE WAY THAT A FATHER SHOULD LOVE HIS DAUGHETER

همانطور که یک پدر باید دخترش را دوست داشته باشد

WHEN I WALKED OUT THIS MORNING

صبح که بیرون رفتم

I CRIED AS I WALKED TO THE DOOR

به سمت در که می رفتم گریه کردم

I CRIED ABOUT HOW LONG I WOULD BE AWAY FOR

گریه کردم به این خاطر که از تو دور بوده ام

I CRIED ABOUT LEAVING YOU ALL ALONE

گریه کردم به خاطر اینکه همیشه تنهایت گذاشتم

SWEET ZOE JANE

زویی جین شیرین

SO I WANNTED TO SAY THIS

به همین دلیل خواستم این را بگویم

CUZ I WOULD NOT KNOW WHERE TO BEGIN

چون نمی دانستم از کجا باید شروع می کردم

TO EXPLAIN TO YOU WHAT I HAVE BEEN THROUGH

به تو توضیح دهم انچه بر من گذشت

TO EXPLAIN WHERE YOUR DADDY HAS BEEN

SWEET ZOE JANE

توضیح دهم پدرت کجا بوده است

زویی جین شیرین

 

 

 

تقدیم به محسن نامجو عزیز که میگن خیلی اوانگارده

 

     غرش موتورهای دوگانه سوز

    

      دود غلیظ موتورهای انژکتوری

 

      می برد ما را

 

    به تونل های مترو

 

    بلیط های دوسره

 

    به آریا شهر

 

   انقلاب – آزادی

 

   بدون دویست تومانی

 

  صفایی ندارد

 

  برج میدان آزادی 

 

 مجسمه آزادی نیویورک

 

 این کجا و آن کجا

 

 جت شخصی

 

اتوبوس واحد

 

دویست هزار دلار کجا

 

دو تا بلیط ده تومانی کجا

 

دوبی همین جاست

 

ته کوچه خاکی ما

 

نایک وآدیداس هم هستند

 

یاد توپهای پلاستیکی بخیر

 

دی جی – MP3 -  هدست

 

چه حالی می داد DIRE STRAITS و شهیار قنبری

 

شهر فرشتگان نبود شهر دعا بود

 

دیسنی لند نبود گنبدای طلا بود

 

اینارو باش

 

محسن نامجو

 

محسن چاووشی

 

زیر مترو

 

زیر پل

 

زبل خان همه جا

 

مطلبی مربوط به پارسال اما خواندن دوباره اش خالی از لطف نیست

اعجوبه جدیدی در تلویزیون ایران این روزها ظهور کرده و فکر می کند زده رودست "لری کینگ"

مجری برنامه TALK SHOW ویک میکروفون گیر آورده و هر چی از دهنش در بیاید را به

خورد ملت بیچاره می دهد و کسی هم نیست چفت دهنش را ببندد بله درست حدس زدید منظورم

اون بچه کون فرزاد حسنی مجری برنامه به اصطلاح کوله پشتی است. این هم شد برنامه تلویزیونی

یک نفر می آید جلوی دوربین می نشیند و فکر می کند علامه دهر است اگر هر پنج دقیقه نگوید که

مهندس مکانیک است می میرد معلوم نیست از کدام قبرستان مدرک گرفته به قول خودش سربالائی

می آید جام جم برای اجرای برنامه یعنی من پایین شهری خیلی از بچه های بالا شهری حا لیم میشه

خوش  به حال آنهائی که ماهواره دارند و VH1 و MTV  می بینند و مجبور نیستند آدم کریه المنظری

مثل او را هر شب تحمل کنند عوضش GREE DAY و SYSTEM OF A DOWN و سایر بروبچ

را زیارت می کنند راستی یک اس ام اس تو موبایلم آماده ارسال برای این برنامه مسخره دارم اما مثل اینکه    کسکش ها فهمیدند دیگر شماره اس ام اس را زیرنویس نمی کنند والا اگر آن را بخوانند حسابی حالشان                 جا می آید متاسفانه تلویزیون ایران آلت دست یک سری آدم جیره خور حکومت است که از این رسانه

برای شستشوی مغزی جماعت استفاده می کنند من از ملت محترم ایران می خواهم ماهواره تماشا کنند

و تحت تاثیر اراجیف این آدمهای بی عقل قرار نگیرند

اینجانب تماشای کانالهای زیر را به ملت فهیم ایران توصیه می نمایم :

1-VH1

2-MTV

3-VIVA POLSKA

4-GAY TV

5-XXL

 

در ضمن از عموم هموطنان عزیز تقاضا می کنم از تماشای کانالهای فارسی زبان آن ور آب هم بشدت پرهیز کنند

چون آنها هم از همین قماش این ور آب هستند

 

راک موسیقی زندگی

هیچ سبک موسیقی مانند راک نمی تواند بیانگر سرگشتگی ها و دغدغه ها ی انسان معاصر باشد  علاوه بر این شاید راک تنها سبک موسیقی است که دارای انشعابات و زیر مجموعه های زیادی است و تقریبا با اکثر سبکهای دیگر موسیقی قابلیت تلفیق دارد و نسبت به سبکهای دیگر از وقار و ارزش بیشتری برخوردار است گاهی اوقات می نشینم و خدا را شکر می کنم که به این سبک علاقه دارم البته این علاقه و عشق سختی ها و دشواریهایی هم با خود به دنبال دارد یکی اینکه باید حتما خانه خالی شود تا من اهنگهای راک مورد علاقه ام را با صدای بلند گوش کنم و بروم تو حس. و الا اگر کسی خانه باشد باید انواع و اقسام متلکها و فحش ها را بشنوم .برای فرار از این معضل یک دوچرخه  و یک ام پی تری پلیر خریدم و صبحها به بهانه دوچرخه سواری می زنم بیرون در حالیکه دوروبری هایم می گویند عجب بچه ورزشکار و سحرخیزی غافل از اینکه نمی دانند من به عشق موسیقی راک سحرخیز گشتم (برو تو قافیه) القصه من اگر شب روز راک گوش دهم و ویدیو کلیپ ببینم سیر نمی شوم که نمی شوم سال 1373 که برای ثبت نام دانشگاه به کرج رفته بودم برای اولین بار در خانه یکی از فامیلهایم چشمم به جمال ماهواره روشن شد مانند کوری که تازه بینا شده به صفحه جادویی تلویزیون خیره شده بودم من که پیش از ان با رادیوی لامپی سرو کله می زدم تا هفته ای یک بار مثلا از رادیو مونت کارلو اهنگهای عمدتا پاپ را که کمی راک هم قاطی اش بود گوش کنم حالا چندین کانال تلویزیونی پیدا شدند که 24 ساعته موزیک پخش می کنند که من ارزو داشتم روزی انها را بطور کامل از رادیو بشنوم ....

بعد از شوت شدن از خانه فامیل مورد نظر روزها و ماهها را با خاطرات همان چند روز تماشای ماهواره در خانه فامیل می گذراندم و آرزو داشتم روزی به جایی برسم که خودم را از این شبکه ها ببینم(عجب ادم کم توقعی) تا این که خودم به خوانندگی روی اوردم و اهنگ دادم بیرون تا یک روزی

ستاره موسیقی راک بشوم اما  ستاره شدن نیازمند کار گروهی  و استمرار است  من گروه داشتم اما

استمرارا نداشتیم مشکلات زندگی و زندگی در شهر کوچک و طعنه های اطرافیان ما را دلسرد کرد ولی من امیدم را از دست نمی دهم و برای مسابقات صدا ایمیل می فرستم و کلیپ کوتاهی از خودم را در سایت یوتیوب گذاشتم و حتی تکه هایی از کارم از شبکه 4 پخش شد ولی دنبال این نیستم با این چیزها معروف شوم بلکه می خواهم همه به ارزش موسیقی راک و گستردگی حوزه مفاهیم آن اشاره کنم

حتی من در برخی کارهای راک نور خدا دیدم(اگرمتهم به کفر نشوم استغفرالله) مثلا اکثر کارهای گروه " اون اسنس" در سبک راک گوتیک می باشد و مفهوم اغلب اهنگهای آن مناجات یک بنده گنه کار با خدا و طلب مغفرت از درگاه اوست ویا اخیرا کاری از گروه " ثرد دی" دیدم با عنوان " شکوهت را به من نشان بده" که از خدا می خواست تا جلال و جبروتش را به بندگان زندانی در این دنیا نشان دهد خلاصه اینکه گروههای راک واقعا گل کاشتند بالاخص گروه محبوبم  آیرون میدن که در زمینه  هارد راک و هوی متال یک سرو گردن از گروهای  دیگر بالاتر است و البوم به البوم کارهایشان زیباتر و پخته تر می شود

و به مفاهیمی همچون جهان آخرت و خوی اهریمنی درون انسان و نکوهش جنگ و خونریزی اشاره دارند